پارت صد و سی و هشتم :
_ داری تعارف می کنی؟ بگو دیگه...
مرد مخفی_ خیلی خب... اون پایین وقتی...
فهمیدم می خواد دوباره راجب به اون قضیه سوال بپرسه به خاطر همین در کسری از ثانیه، سریع حرفش رو بریدم و با صدای بلندی گفتم:
_ تو خجالت نمی کشی یه تعارف ساده رو قبول می کنی؟... واقعا برات متاسفم... باید می گفتی نه بانو خانوم شما اول بفرمایید.
مرد مخفی_ بانو خانوم؟
_ آره... مشکلی هست؟
مرد مخفی با پوزخند بهم نگاه کØ
مطالعهی این پارت حدودا ۳۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشآزاده
0وای این پارت هم پر از نکتا بود هم کلی علامت سوال ذهن منو جواب داد پس به خاطر همینه کسی به مردوحشی خبر نداده چون کسی از وجود دلوین تو عمارت جز افراد نزدیک خبر نداره👌😊قلمت فوق العاده است کیانا جان
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیشbutterfly
0هییع حالا من جای دلوین بودم سوپمو میخوردم بعد میرفتم میخوابیدم که مرد مخفیو عصبی نکنم😂😐
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چه مودب 🤭
۳ ماه پیشنساء
0این پارت هم از نظر احساسی سنگین بود هم از نظر داستانی حس میکنم تحلیل دون مغزم از بین رفته😂🙇 ♀
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۳ ماه پیشالم
0مرد مخفی همین امشب باخت بزرگی دادی. یکی از اون ۳ تا پسر و وقتی دلوین اغوا شده بود باید اوکی میکردی دیگه. یک هیچ جلو بودی حداقل🤣
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب 🤭🤭
۳ ماه پیشساشا
0روی جهنم بهشت ساخته نمیشه👌این حرف دلوین باید با طلا نوشت حرف نداره
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره :)
۳ ماه پیشجیران
0دلوین به نظرم حق داره نمیخواد براش بچه بیاره چون نمیخواد دقیقا عین خود مرد مخفی بشه🫠
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیشمهسا
0نویان بیچاره هنوز خبر نداره چه بلایی قراره سرش بیاد. 😢
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیشمهسا
0نوید هنوز حرفشو نزده ولی مطمئنم یه گند جدید زده.
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیشمحمدی
0مرد مخفی استاد عوض کردن بحثه. از جنایت علیه بشریت رسید به سوپ. 😭😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشمحمدی
0مارشمالو هم دیگه شده امضای مرد مخفی. 😂😍♥️
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۳ ماه پیشتنها
0اون جمله فرقش چیه وقتی نتیجه یکیه؟ هنوز توی سرم اکو میشه خیلی خیلی سنگین بود👍
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیشتنها
0وای من موندم مرد مخفی رو دوست داشته باشم یا ازش بترسم 😭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ماه پیشزیبا
0بانو خانوم گفتناش اعصاب دلوینو خورد می کرد ولی من هر بار خنده م می گرفت😂😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشزیبا
0عاشق طرز دیالوگ نویسیت هستم خیلی اط حرفاشون لذت بردم و همطمان ترسیدم😂 طبیعی بود، درود بهت
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
2ولی من حس می کنم دلوین عاشق مرد مخفی میشه 🫠